Exhibition logo
  • معرفی
  • گالری‌
  • فهرست
  • منابع
  • درباره ما
  • English

گالری‌

  • ورامین
    • تاریخچه
    • میراث معماری
    • تاریخ شفاهی
    • آلبوم تصاویر
    • گشت پیاده
    • نقشه‌ها
  • بنا
    • تاریخ تحول
    • منبع متنی
    • کتیبه گچبری
    • گاهشمار مصور
    • گشت پیاده
    • ابزارهای دیجیتال
  • مراسم
    • شیعه دوازده امامی
    • قدرت لمس
    • یحیی بن علی
    • اشیای آیینی
  • زرین‌فام
    • تاریخچه
    • محوطه‌ها
    • فضاهای داخلی
    • مزارها
    • جلسه‌ بررسی آثار
    • بررسی علمی
  • موزه
    • بازار کاشی‌های زرین‌فام
    • محراب: مقاله
    • محراب: گاه‌شمار مصور
    • آرشیو عکس: موزه‌ لوور
    • کاشی‌های زرین‌فام: دوحه
    • تالار عاشورا:‌ کاخ ابیض
  • مردم
    • زائران
    • عکاسان
    • مرمتگران
    • اهالی
    • آرمیدگان
    • شبکه‌ها

از کاخ سلطنتی تا موزه مردم‌شناسی: تاریخ کاخ ابیض و بررسی اشیاءِ عاشورایی آن

نگار شریعت‌نیا

در تالار بزرگِ کاخ ابیض در مجموعه‌ی کاخ گلستانِ تهران (نقشه) اشیائی نگهداری می‌شود که در آیین‌های سوگواری دهه‌ی نخست ماه محرم مورد استفاده قرار می‌گرفتند (ت. ۱ - ۲). قدیمی‌ترینِ این اشیاء بخشی از یک عَلم از دوره‌ی صفوی (۹۰۷-۱۱۴۸ق./۱۵۰۱-۱۷۳۶م.) و یک پرده‌ی نقاشی متعلق به دوره‌ی زندیه (۱۱۶۴-۱۲۰۸ق./۱۷۵۱-۱۷۹۴م.) در ایران است؛ سایر اشیاء موجود در این مجموعه به دوره‌ی قاجار تعلق دارند. مهم‌ترین هدف نوشته‌ی حاضر تلاش برای معرفی این اشیاءِ مذهبی است. به نظر می‌آید با توجه به اینکه مشابه برخی از این آثار سالانه در ماه محرم در ایران استفاده می‌شود، موزه‌داران تلاشی در راستای نوشتن شناسنامه برای این اشیاء نکرده‌اند. با توجه ‌به ارزش تاریخی برخی از آن‌ها و مورد استفاده قرار نگرفتن برخی دیگر (همچون سرهای دیو و یا سرهای شهدا) نوشتن شناسنامه برایشان از ضروریاتی‌ست که در بخشی از این نوشته به آن می‌پردازم.

در بخش نخست این نوشته، تاریخچه‌ی تأسیس موزه‌ی مردم‌شناسی، به‌عنوان نهادی در راستای شناخت، ثبت و حفظ فرهنگ عامه، بررسی می‌شود. سپس کارکرد تالار بزرگ کاخ ابیض پیش از تغییر کاربری آن به موزه‌ی مردم‌شناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، اشیاء مرتبط با مناسک مذهبی عاشورا، از قبیل تعزیه‌خوانی، دسته‌گردانی، عَلَم‌گردانی و پرده‌خوانی، معرفی خواهند شد. در مواردی برای اولین بار است که شناسنامه‌ی این اشیاء نوشته و ابیات، کتیبه‌ها، رقم، و مندرجات روی آن‌ها خوانده شده است.

تصویر ۱. نقشه‌ی مجموعه‌ی کاخ گلستان. کاخ ابیض شماره‌ی ۱۲ است (ساختمان میانی پایین). منبع: ویکی‌پدیا
تصویر ۲. نمای هوایی کاخ گلستان. کاخ ابیض در پایین سمت چپ قرار دارد. نماگرفت از سایت گوگل ارث، ۱۴۰۴ش./۲۰۲۵م.

موزه‌ی مردم‌شناسی

متأثر از جریان علمی مردم‌شناسی در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم در اروپا، افرادی چون میرزا حبیب اصفهانی (۱۲۵۱-۱۳۱۰ق./۱۸۳۵-۱۸۹۳م.) و بعدها علی اکبر دهخدا (۱۲۹۷-۱۳۷۵ق./۱۸۷۹-۱۹۶۵م.)، محمد علی جمال‌زاده (۱۲۷۰-۱۳۷۶ش./۱۸۹۲-۱۹۹۷م.) و صادق هدایت (۱۲۸۱-۱۳۳۰ش./۱۹۰۳-۱۹۵۱م.) به شعر و ادبیات فولکلور در ایران توجه نشان دادند و آثار ادبی خود را با محوریت فرهنگ عامیانه خلق کردند. در چنین فضایی، به پیشنهاد ذکاءالملک فروغی (۱۲۵۶-۱۳۲۱ش./۱۸۷۷-۱۹۴۲م.) مبنی بر ایجاد موزه‌ی مردم‌شناسی در کشور، در سال۱۳۱۴ش./۱۹۳۵م. وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی و آموزش و پرورش امروزی) در بند هفتم اساسنامه‌ی فرهنگستان به امر مردم‌شناسی و فرهنگ عامه پرداخت.

در سال ۱۳۱۵ش./۱۹۳۶-۱۹۳۷م. اداره‌ی مردم‌شناسی تأسیس شد و در همین سال برای گردآوری آثار مورد نیاز برای راه‌اندازی اولین موزه‌ی مردم‌شناسی در ایران، بخشنامه‌ای به امضاء علی‌اصغر حکمت، وزیر فرهنگِ وقت، تصویب شد. در این بخشنامه توصیه شده تا آنجا که ممکن است از صاحبان اشیاء و آثار مربوط به فرهنگ عامه‌‌ درخواست شود آن‌ها را به این موزه هدیه دهند تا با نام خودشان در موزه به‌ یادگار نگهداری و به نمایش گذاشته شود و یا مدیران موزه در صورت ضرورت، خود برای جمع‌آوری اشیاء نادر اقدام کنند. این اشیاء شامل پوشاک، لوازم خانه، ابزار کار، جنگ‌‌افزارها، اشیاء مربوط به زندگی درویشان و طریقت‌های مختلف، اشیاء مربوط به عقاید و باورهای عامیانه، اشیاء مربوط به عقاید و مراسم ادیان مختلف، ابزار طب سنتی، و اسباب موسیقی بود. اما در این میان اشاره‌ای مستقیم به اشیاء مرتبط با مراسم تعزیه و عاشورا نشده بود. در پی این دستور، اشیاء و آثار مربوط از استان‌های مختلف ایران به تهران فرستاده شد که در یکی از اتاق‌های اداره‌ی کل عتیقات وزارت معارف نگهداری می‌شد. دو سال پس از تأسیس موزه‌ی ملی در ۱۲۹۷ش./۱۹۱۸م. زمانی که ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک) وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را به عهده داشت تشکیلات جدیدی در این وزارتخانه به‌ وجود آمد که «اداره عتیقات» نام گرفت و ایرج میرزای شاعر به ریاست آن منصوب شد.

اولین موزه‌ی مردم‌شناسی سال ۱۳۱۶ش./۱۹۳۷-۱۹۳۸م. در تهران شکل گرفت که نخستین رئیس آن پژوهشگر آلمانی‌تبار حوزه‌ی ایران‌شناسی، ویلیام اس. هاس (William S. Haas) (و. ۱۳۳۴ش./۱۹۵۶م.) بود. این ساختمان قاجاری در خیابان ارامنه (بوعلی) (نقشه) واقع بود و به مختارالسلطنه، رئیس اداره‌ی نظمیه و احتسابیه‌ی دوره‌ی مظفرالدّین‌شاه تعلق داشت (ت. ۳).1 در سال ۱۳۴۷ش./۱۹۶۸-۱۹۶۹م. این موزه به کاخ ابیض منتقل شد.2 تا سال ۱۳۷۶ش./ ۱۹۹۷-۱۹۹۸م. امکان بازدید عمومی از مجموعه‌ی کاخ گلستان ممکن نبود؛ موزه‌ی مردم‌شناسی تنها بخش از این مجموعه بود که امکان بازدید از آن وجود داشت.3 اطلاعات مشخص و مستندی از چگونگی انتخاب و تاریخ ورود اشیاء موجود در اتاق بزرگ موزه‌ی مردم‌شناسی مرتبط با مراسم عزاداری دهه‌ی محرم موجود نیست. احتمالاً هر آنچه در مخزن موزه و یا اهدايی اشخاص گوناگون بوده به مرور زمان در اینجا گذاشته شده است.

تصویر ۳. خانه‌ی مختارالسلطنه اولین موزه‌ی مردم‌شناسی. سمت راست: احتمالاً از عکاسخانه‌ی علی خادم. منبع: صفحه‌ی اینستاگرام (پلتفرم معماری معاصر ایران). سمت چپ: احتمالاً دوره‌ی ناصری، آرشیو کاخ گلستان.

کاخ ابیض

کاخ ابیض یا قصر سفید آخرین بنای مجموعه‌ی کاخ گلستان است که در عصر قاجار به مجموعه اضافه شده است (ت. ۴-۵). این بنا در زمان سلطنت ناصرالدّین‌‌شاه و به دستور او ساخته شد. دکتر فووْریه، طبیب مخصوص ناصرالدّین‌شاه، که در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۰۶-۱۳۰۹ق./۱۸۸۹-۱۸۹۲م. در ایران بود در خاطرات خود چنین آورده است: «نقشه‌ی کاخ را ناصرالدّین ‌شاه کشیده ولی طرح آن به سبک معماریِ عهد لوئی شانزدهم است».4 براساس کتیبه‌ای که بر یکی از کاشی‌های بیرون بنای کاخ ابیض نوشته شده ساخت این بنا در سال ۱۳۰۸ [هجری قمری] به اتمام رسیده است. بر روی این کاشی نام‌های مهدی و صادق‌کاشی به چشم می‌خورد که احتمالاً نام کاشی‌کاران این بناست (ت. ۶). کاخ ابیض زیر نظر امین‌الملک برادر امین‌السطان ساخته شد.

تصویر ۴. نمای کاخ ابیض، دوره‌ی ناصری. آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان، ۸۶۸-۸۹۴.
تصویر ۵. نمای جلوی کاخ ابیض. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۶. کاشی تاریخ‌دار سال اتمام ساخت کاخ ابیض. معتقدی و نامور یکتا، از باغ گلستان تا کاخ گلستان، ص. ۲۱۸.

مطابق با نوشته‌ای که در موزه به نمایش در آمده دلیل ساخت کاخ ابیض آن است که شاه سلطان عبدالحمید ثانی (سلطنت: ۱۲۹۲-۱۳۲۶ق./۱۸۷۶-۱۹۰۹م.)، پادشاه عثمانی، مقداری اثاثیه‌ی گرانبها برای شاه ایران فرستاد و در آن هنگام تقریباً همه‌ی کاخ‌ها و تالارهای سلطنتی با تابلوها و اثاثیه‌ی متعدد پر و آراسته شده بود. از این رو ناصرالدّین‌شاه تصمیم گرفت که در گوشه‌ی جنوب غربی محوطه‌ی کاخ گلستان کاخ جدیدی بنا کند و هدایای سلطان را در آن جای دهد. ظاهراً این دلیل برای ساخت کاخ ابیض به نقل از معیرالممالک از نوشته‌ای از یحیی ذکاء گرفته شده است که بنای ابیض به دلیل دریافت هدایای فرستاده‌شده از طرف عبدالحمید ثانی ساخته شده و ابعاد تالار بزرگ آن را مطابق با عرض و طول بزرگترین قالی سلطان در نظر گرفته بودند. از این جهت ذکاء این تالار را «تالار سلطان عبدالحمید» نامیده است.5 اما زمان ساخت این بنا چهار سال پیش از دریافت هدایا بوده است. در حقیقت هدایای سلطان عبدالحمید ثانی را شمس‌الدّین بیک، سفیر عثمانی در تهران، در سال ۱۳۱۳ق./۱۸۹۵-۱۸۹۶م. برای ناصرالدّین‌شاه آورد و کلیه‌ی اجناس در این ساختمان قرار داده شده است. بنابراین، ساخت این بنا، برخلاف ادعای معیرالممالک، ارتباطی با این هدایا نداشته است.6 علاوه بر این، بزرگ‌ترین قالی اهدایی از سلطان عبدالحمید ثانی بزرگ‌تر از اتاق بزرگ کاخ ابیض است و اکنون در تالار عاج جای دارد.

دلیل ساخت کاخ ابیض، آن‌طور که به نظر می‌آید، نیازمند پژوهش‌های بیشتری است. اما روشن است که این کاخ از همان ابتدا محل کار صدراعظم‌ها و رئیس‌الوزراها و نخست‌وزیرانِ دولت‌ نیز بوده و جلسات ایشان در تالار بزرگ کاخ تشکیل می‌شد. برای مثال، در روز ۲۵ جمادی‌الاول ۱۳۰۹ق./۱۸۹۱-۱۸۹۲م. وزیر مختار روس و انگلیس در این کاخ با سفیرِ شاه دیدار کردند.7 به‌علاوه تالار بزرگ این کاخ از همان زمانِ افتتاحِ از تابلوهایی با تصاویر پادشاهان و سلاطین ایرانی و ممالک دیگر پرُ بود. احتمالاً به همین دلیل است که ناصرالدّین‌شاه در کتاب خاطرات خود از این تالار با نام اتاق سلاطین، اتاق پادشاهان، یا تالار پادشاهان نام برده است (ت. ۷-۹).8

تصویر ۷. تالار بزرگِ کاخ ابیض، احتمالاً دوره‌ی ناصری. آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان، ۷۶-۸۹۴.
تصویر ۸. تالار بزرگِ کاخ ابیض و تابلوهای نقاشی سلاطین. عکس از علی خادم، سمسار و ذکاء، تهران در تصویر ، ج. ۲، ص. ۳۵۵-۳۵۶.
تصویر ۹. تالار بزرگِ کاخ ابیض، احتمالاً دوره‌ی ناصری. آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان، ۱۵-۱۰۳۹.

در دوره‌ی پهلوی نیز تا سال ۱۳۳۳ش./۱۹۵۴-۱۹۵۵م. جلسات هیئت دولت در این تالار تشکیل می‌شد (ت. ۱۰). سپس این بنا در اختیار اداره‌ی هنرهای زیبای کشور قرار گرفت که در بهمن ۱۳۲۹ش./۱۹۵۱م. برای تشویق هنرمندان و حفظ هنرهای ملی تأسیس شد. سپس به محل نمایشگاه‌های موقت و مرکز فعالیت اداره‌ی موزه‌ها و فرهنگ عامه اختصاص یافت.9 از سال ۱۳۳۷ش./۱۹۸۵-۱۹۸۶م. مارکو گریگوریان، دبیر برگزاری اولین بیِنال تهران، کاخ ابیض را برای برگزاری نمایشگاه انتخاب کرد. کاخ ابیض بعد از پنج بیِنال تهران (از ۱۳۳۷ش./۱۹۵۸م. تا ۱۳۴۵ش./۱۹۶۶م.)، مدتی بخش اداریِ اداره‌ی هنرهای زیبای کشور بود.10 از دیگر نمایشگاه‌هایی که در این کاخ برگزار شد می‌توان به نمایشگاه آثار هنری آلمان به اهتمام فرح پهلوی و نمایشگاهی از انواع خطوط قدیمی و عکس‌ها و مینیاتورهای گوناگون با همکاری وزارت فرهنگ ترکیه، هر دو احتمالاً در سال ۱۳۴۳ش./۱۹۶۴-۱۹۶۵م.، اشاره کرد.11 در نهایت بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۷ش./۱۹۷۹م. به محل دائمی «موزه‌ی مردم‌شناسی» تبدیل شد.

تصویر ۱۰. دفتر نخست‌وزیری در عمارت کاخ ابیض، جلسه‌ی هیئت دولت به ریاست سپهبد حاجعلی رزم‌آرا با نمایندگان اتحاد جماهیر شوروی، دوره‌ی پهلوی اول. آرشیو مؤسسه‌ی مطالعات تاریخ معاصر، ۳۷۱۸-۴ع.

اتاق بزرگ کاخ ابیض (موسوم به تالار عاشورا)

بزرگ‌ترین اتاق کاخ ابیض با ابعاد ۹.۸ در ۱۲.۱۳ متر که امروزه محل نمایش اشیاء مرتبط با آیین‌های عزاداری امام حسین (سومین امام شیعیان) است، به‌طور غیررسمی با عنوان «تالار عاشورا» شناخته می‌شود. این نام‌گذاری عمدتاً از راه روایت‌های شفاهی میان مردم رواج یافته و به همین دلیل مستندسازی دقیق آن با دشواری‌هایی همراه است. شایان توجه است که در هیچ‌یک از بخش‌های کاخ ابیض، تابلویی با عنوان «تالار عاشورا» نصب نشده و این فضا از نظر رسمی بخشی از «موزه مردم‌شناسی» محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد عنوان «تالار عاشورا» بیشتر در حافظه‌ی فرهنگی جامعه حضور دارد تا در اسناد رسمی. تاریخ دقیق آغاز به‌کارگیری این عنوان برای اتاق مذکور روشن نیست و اجماعی دربارۀ زمان شکل‌گیری این نام وجود ندارد.

ویدیو ۱. تور کاخ ابیض و اتاق بزرگ. این ویدیو ادیت‌نشده‌ی ۹-دقیقه‌ای در کانال یوتیوب ما موجود است. ویدیو از ورودی شروع می‌شود، از داخل ساختمان عبور می‌کند و در نهایت به تالار عاشورا می‌رسد (۴:۴۵). ویديو از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

در این میان، برخی پژوهشگران حوزه‌ی موزه‌داری از به‌کارگیری عنوان «تالار عاشورا» خودداری می‌کنند و بر دو نکته تأکید دارند: نخست آن‌که در معماری کاخ‌ها معمولاً یک تالار اصلی وجود دارد که بزرگ‌ترین فضای کاخ را تشکیل می‌دهد و در مجموعه‌ی کاخ گلستان این تالارها با نام‌هایی چون «برلیان»، «عاج» و «الماس» شناخته می‌شوند. از این منظر، عنوان «تالار عاشورا» با نظم نام‌گذاری رسمی این مجموعه هم‌خوانی ندارد. دوم، این عنوان پشتوانه‌ی حقوقی و رسمی ندارد. به این معنا که در اسناد حقوقی و رسمی-دولتی چنین نامی در هیچ سندی چه در گذشته و چه در حال حاضر ثبت نیست. با این‌حال، به‌کارگیری گسترده‌ی این نام از سوی مردم را می‌توان نشانه‌ای از جایگاه ویژه‌ی این فضا در حافظه‌ی جمعی و اهمیت آن در تجربه‌ی عمومی بازدید از کاخ دانست؛ ویژگی‌ای که آن را از دیگر تالارهای مهم گلستان متمایز می‌سازد.

قدیمی‌ترین متنی که در این مدت یافته‌ام و در آن از این اتاق با نام «تالار عاشورا» نام ‌برده شده، مقاله‌ای است در مجله‌‌ای به نام موزه‌ها که در سال ۱۳۷۸ش./۲۰۰۰م. به چاپ رسیده است (ت. ۱۱).12 مطابق با اطلاعات موجود در این مقاله بزرگ‌ترین تالار کاخ ابیض بعد از انقلاب (۱۳۵۷ش./۱۹۷۹م.) به مکانی برای نگهداری اشیاء مرتبط با آیین‌های سوگواری دهه‌ی محرم تبدیل شد. این اشیاء ظاهراً شامل چهار تابلوی نقاشی روی بوم با موضوع کربلا به سبک نقاشی قهوه‌خانه‌ای و پنج عَلَمِ تک‌تیغه، سه عَلَم چند‌تیغه، یک مشعل، یک میز، و یک کُتَل بوده است (ت. ۱۲).

تصویر ۱۱. اتاق بزرگ کاخ ابیض، دوره‌ی جمهوری اسلامی ایران. برگرفته از مقاله‌ای در مجله‌ی موزه‌ه چاپ شده در ۱۳۷۸ش./۱۹۹۹م.
تصویر ۱۲. اتاق بزرگ کاخ ابیض، دوره‌ی جمهوری اسلامی ایران. برگرفته از کاتالوگِ چاپ شده از سوی مجموعه‌ی کاخ گلستان در سال ۱۳۷۸ش./۱۹۹۹م.

قبل از اختصاص تالار بزرگ کاخ ابیض به اشیاء عاشورایی، در یک اتاق کوچک مجزا در مجاورت این تالار یک نخل، دو کُتَل و یک دوسکامی به نمایش در آمده بود (ت. ۱۳).13 با کشف منبرِ و سرهای دیو مورد استفاده در مراسم شبیه‌خوانی تکیه‌ی دولت در یکی از انبارهای کاخ گلستان در سال ۱۳۹۰ش./۲۰۱۱-۲۰۱۲م. این اشیاء به عنوان یکی از قدیمی‌ترین آثار تالار عاشورا به این تالار اضافه شدند و احتمالاً در همین زمان اشیاء موجود در اتاق مجاور نیز به این تالار منتقل شدند.

تصویر ۱۳. نخل در وسط تصویر و جلوی آن دوسکامی و دو کتل در سمت راست و چپ تصویر. برگرفته از کاتالوگِ چاپ شده از سوی مجموعه‌ی کاخ گلستان در سال ۱۳۸۷ش./۱۹۹۹م.

به نظر می رسد که اتاقِ بزرگِ کاخِ ابیض موزه‌ای زنده و مکانی مقدس برای مخاطبان آن بوده است. اشیاء به‌ نمایش درآمده در آن دست‌کم تا یک دهه قبل (قبل از حدود ۱۳۹۰ش./۲۰۱۱م.) قداست و قدرت معنوی برای مخاطبانش داشتند و افراد به عَلَم‌ها و نخل آن دخیل می‌بستند و اشیائی را به عنوان نذر به این اتاق هدیه می‌کردند و بازدید از آن به معنای زیارت از مکانی مقدّس بوده است. چنان که اشاره شد نام این اتاق (تالار عاشورا) را هم مخاطبان آن به آن داده‌اند. با این حال، در سال‌های اخیر رویکرد موزه‌داران به این اتاق تغییر کرده است. با قرار دادن حفاظ‌ها و ویترین‌های شیشه‌ای ارتباط مخاطبان و در واقع زائران را تغییر داده‌اند. افراد امکان دسترسی به اشیاء را ندارند و صرفاً می‌توانند مانند اشیاء موزه‌ای از آن‌ها بازدید کنند.

اشیاء مرتبط با مراسم عاشورا

در این بخش به معرفی آثار موجود در اتاق بزرگ کاخ ابیض می‌پردازم که منبر و نخل و سه گروه مهم دیگر شامل علم‌ها، پرده‌های نقاشی و ماسک‌ها است. اهمیت‌ برخی آثار به قدمت آن‌هاست که در متن به آن اشاره خواهد شد. برخی دیگر از آن جهت اهمیت دارند که دیگر در مراسم عاشورا و محرم استفاده ‌نمی‌شوند و برخی نیز زنده بودنِ موزه را در برهه‌ای از زمان نشان می‌دهند. این اتاق به‌طور کلی شامل هجده اثر عاشورایی است. اشیاء داخل موزه در ‌جایی برچسب شماره نخورده ا‌ند. شماره‌ها صرفاً براساس اطلاعات موجود در فایل خصوصیِ آرشیوِ موزه آورده می‌شود.

۱. منبر تکیه‌ی دولت

تکیه‌ی دولت بنایی بوده دو طبقه‌ که برای اجرای تعزیه و برگزاری مراسم سوگواری و روضه‌خوانی ایام عاشورا در تهران به دستور ناصرالدّین‌شاه ساخته شد. در اتاق بزرگ کاخ ابیض یکی از منبرهای چوبی مورد استفاده در تکیه‌ی دولت موجود است (ت. ۱۴). این منبر دارای چهار پله و با تزیینات خاتم‌کاری و معرق چوب و استخوان و قسمت پشت آن نقاشی لاکی است. بر دیوار اولین پله‌ی آن نام حامی و هنرمند آمده است: «برحسب امر اولیای دولت قاهره بفرمایش چاکر درگاه مؤیدالدّوله سمت اتمام پذیرفت عمل محمّد جعفر شیرازی» (ت. ۱۵).

تصویر ۱۴. منبر چوبی تکیه‌ی دولت، ۱۲۷۴ق. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۱۵. کتیبه‌‌ی روی پایه‌ی منبر (بنگرید به ت. ۱۴). عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

براساس گفته‌های فاطمه شفیع‌خانی، مدیر فعلی موزه‌ی مردم‌شناسی، در زمان ساماندهی زیرزمین کاخ اصلی مجموعه‌ی کاخ گلستان، در حدود سال ۱۳۸۹ش. به وجود این منبر پی بردند. به نظر می‌رسد با تخریب تکیه‌ی دولت این منبر را در فضایی از کاخ به حال خود رها کرده بودند و زمان پیدا شدنش اجزای آن از یکدیگر باز شده بودند و در بخشی از زیرزمین روی هم قرار داشتند. قطعات مجزای این سازه را سال ۱۳۸۹ش/۲۰۱۱م. علی محمدی (این فرد و سمت او برای من ناشناخته است) به هم سوار کرده است. بعد از سر هم کردن قطعات منبر، کارشناسان متوجه شدند که این منبر یکی از منبرهای قدیمی و ارزشمندِ تکیه‌ی دولت است. شفیع‌خانی اظهار داشت هنوز هیچ تحقیق جامعی در مورد این منبر انجام نشده و کتیبه‌های آن به طور کامل خوانده نشده‌اند.

بر بالای منبر کتیبه‌ای با استخوان و به خط نستعلیق بر زمینه‌ی خاتم‌کاری معرق شده است (ت. ۱۶). متن کتیبه‌‌ چنین است:14

هو الباقی
خدایا تا جهان باشد نگهدار آن جهان‌بان را / شهنشه ناصرالدین‌شاه سلطان
ابن سلطان را / سنه ۱۲۷۴
بسم الله الرحمن الرحیم
روزی که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار / خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخواست15 کوهْ کوه / ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن / گفتی فتاد از حرکت چرخ بی مدار16
عرش آن چنان به لرزه درآمد که چرخ پیر / افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه که گیسوی حورش طناب بود / شد سرنگون ز باد مخالف حباب‌وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل / گشتند بی‌عماری و محمل، شترسوار
با آن که سر زد این عمل از امت نبی / روح‌الامین ز روی نبی گشت شرمسار
و آنگه ز کوفه خیل حرم رو به شام کرد / نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
تصویر ۱۶. کتیبه‌ی بالای منبر که در این تصویر با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع شده است. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش.

این مرثیه‌ای‌ از شاعر سده‌ی دهم، محتشم کاشانی (و. ۹۹۶ق.) است که اشعارش در مدح امام سوم شیعیان، حسین بن علی، نزد مسلمانان شیعه بسیار محبوب است (کاشانی، دیوان). در این ابیات محتشم لحظه‌ای که سر امام حسین‌ از تن جدا می‌شود و بر روی نیزه قرار می‌گیرد را به تصویر کشیده است. لحظه‌ای که زمین از حرکت می‌ایستد و آسمان شروع به باریدن می‌کند و کوه‌ها به جنبش در می‌آیند و باد در جهت مخالف می‌وزد و جبرئیل از دیدن مظلومیت حسین شرمسار می‌شود، گویی قیامت اتفاق افتاده است.

۲. نخل

نخل، اتاقکی چوبی و حجیم به شکل مکعب‌ِ مستطیل و با بامی شیروانی‌ مانند است. نخل در لغت به معنای درخت خرما‌ است و علت نام‌گذاری نخل عزا به نام این درخت چندان مشخص نیست. شاید مهم‌ترین علت رواج این نام و رسم این باشد که در روایات مسلمانان‌، پیکر‌ امام حسین‌، بر روی شاخه‌های درخت خرما حمل شده‌ است‌.17 دلیل دیگر این که اشکال قدیمی این سازه‌ی مذهبی را از چوب و برگ درخت خرما می‎ساختند. همچنین احتمال دارد نخل عزا به سبب تقدس و حرمت درخت خرما در فرهنگ ایران نخل نامیده شده است. نخل‌ها نمادی از تابوت امام حسین (دایرةالمعارف فرهنگ عامه ایران) و دارای تزیینات متفاوتی در هر منطقه‌ی جغرافیایی هستند.

نخل به‌نمایش‌ درآمده در این تالار احتمالاً از شهر شیراز یا کرمان است (ت. ۱۷-۱۹).18 جنس آن چوبی و جداره‌ی مشبکی با هفده گویک فلزی در جلوی آن قرار دارد. به گفته‌ی فاطمه شفیع‌خانی بازدیدکنندگانی که دست‌کم تا چند سال پیش به این تالار می‌آمدند گهگاه دخیل‌هایی مانند پول، قفل و نخ و پارچه به نشانه‌ی نذر به آن می‌بستند. به گفته‌ی او، حتی چند سال قبل خانم سال‌خورده‌ای که به این تالار آمده بود چند متر پارچه‌ی سبز19 نذرِ نخل کرده بود که در حال حاضر آن را روی نخل انداخته‌اند.

تصویر ۱۷. محل قرارگیری نخل در اتاق بزرگ کاخ ابیض. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۱۸. نمای جلو و پشت نخل. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۱۹. نخل موجود در اتاق بزرگ کاخ ابیض. پارچه‌ای که در این تصویر بر روی بخش تابوت نخل دیده می‌شود امروزه روی آن نیست. آرشیو موجود در موزه‌ی مردم‌شناسی، ۴۲۷-ا (این تصویر در اصل تار است). برای مشاهده‌ی تصویری قدیمی‌تر از نمایش نخل، بنگرید به ت. ۱۳.

تا به امروز و تا جایی که جستجو کرده‌ام نخلی با ساختار مشابه با نخل موجود در اتاق بزرگ کاخ ابیض ندیده‌ام. این نخل کاملاً شبیه تابوت است و بر روی قسمت جلویی آن جداره‌ی مشبکی به شکل نخل قرار داده شده است. اما در نخل‌هایی که چه در گذشته و چه امروزه در مراسم محرم از آن استفاده می‌شود فضایی چند بُعدی و مانند درخت نخل دیده می‌شود. تصاویر نخل‌های امروزی و مقایسه‌ی آن با نخل موجود در اتاق بزرگ کاملاً این تفاوت را نشان می‌دهد. فرم مفهومی این نخلِ خاص ممکن است یادآور تابوت امام حسین باشد. درباره‌ی علل شکل‌گیری این فرم مشخص در دوره‌ی قاجار نیاز به پژوهش‌های بیشتر است.

۳. ماسک‌های آیینی

در این اتاق دو گروه ماسک وجود دارد. یک گروه ماسک‌های سر دیو و گروهی دیگر سرهای شهدا هستند. هر دو گروه با تکنیک پاپیه‌ماشه ساخته شده‌اند و از آن‌ها در مراسم تعزیه‌خوانی و شبیه‌خوانی استفاده می‌شده است. در سمت راست تالار در دو ویترین‌ چهار ماسک‌ سر دیو به نمایش گذاشته شده است (ت. ۲۰-۲۳). با توجه به تعداد اعدادی که در آرشیو آمده است، می‌توان حدس زد که پنج ماسک دیو در این اتاق بوده که یکی از آن‌ها امروزه مفقود است. تصویر پنجمین دیو در کاتالوگی مربوط به کاخ گلستان که در سال ۱۳۸۹ش./۲۰۱۰م. چاپ شده، آمده است (ت. ۲۴).

تصویر ۲۰. ماسک‌ سر دیو. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی،۲۵۷۳-۱.
تصویر ۲۱. ماسک سر دیو. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی،۲۵۷۳-۲. بنگرید به دقیقه‌ی ۴:۵۲ در ویدیو ۱.

این اشیاء به احتمال زیاد در مراسم آیینی شبیه‌خوانی حضرت سلیمان که در تکیه‌ی دولت اجرا می‌شده، مورد استفاده بوده‌اند. ساموئل گرین ویلر بنجامین (Samuel Green Wheeler Benjamin) (و. ۱۲۹۳ش./۱۹۱۴م.) نخستین سفیر ایالات متحده امریکا در ایران، که در سال‌های ۱۲۶۰-۱۲۶۱ش./۱۸۸۲-۱۸۸۳م. سفیر امریکا در ایران بوده، مشاهدات خود را از تعزیه‌ی مرتبط با حضرت سلیمان در سفرنامه‌اش شرح می‌دهد.20

تصویر ۲۲. ماسک‌ سر دیو. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی،۲۵۷۳-۴.
تصویر۲۳. ماسک‌ سر دیو. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی،۲۵۷۳-۵.

در باور مسلمانان، حضرت سلیمان علاوه بر آگاهی از زبان موجودات غیرانسانی، قدرت پیشگویی نیز داشته و از اتفاقات دوازده قرن بعد از خود هم آگاه بوده است. از آنجایی که سلیمان از فاجعه و واقعه‌ی کربلا نیز مطلع بوده در صحنه‌های نخستینِ تعزیه، او را با تمام قدرت و شوکتش در حالی که بر روی تخت بزرگی نشسته نمایش می‌دادند. برای آنکه تسلط او را بر جن و انس و کلیه‌ی مخلوقات جهان نشان دهند، اطراف تخت او گروهی از غلامان، اشباحی به‌عنوان اجنه، چند شیر و ببر و سوسمار و خزندگان آماده به فرمان می‌ایستادند.21 این مراسم امروزه در ایران برگزار نمی‌شود.

تصویر ۲۴. این احتمالاً پنجمین ماسک از مجموعه‌ای پنج‌تایی است. براساس سیستم شماره‌‌گذاری آرشیو موزه، شماره‌ی آرشیو آن باید ۲۵۷۳-۳ باشد. منتشرشده در کاتالوگ نمایشگاه عکس و آثار تکیه دولت در کاخ گلستان، ۱۳۸۹ش/۲۰۱۰م.

ویترین سوم به سه ماکت از سرهای شهدای مرد اختصاص دارد (ت. ۲۵). دو عدد دارای ریش و یکی از آن‌ها گویی مرد بسیار جوانی است که ریش ندارد. ارتفاع این اشیاء حدود بیست سانتیمتر است. از حفره‌ی بالای سر یکی از این ماکت‌ها می‌توان چنین حدس زد که سرها را بر روی نیزه یا چیزی شبیه به آن، قرار می‌دادند و بالا می‌بردند که در مراسم عاشورا یادآور سرهای از تن جدا شده‌ی یاران امام حسین بوده است (ت. ۲۵، چپ). به گفته‌ی صغری میناخانی، امین اموال موزه‌ی مردم‌شناسی، تعداد بیشتری از این ماکت‌ها در مخزن موزه‌ی مردم‌شناسی نگهداری می‌شود.

تصویر ۲۵. سه ماکت از سرهای شهدا. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م. بنگرید به دقیقه‌ی ۶:۰۰ در ویدیو ۱.

۴. عَلَم یا علامت

عَلَمْ یا علامت، وسیله‌ای پرکاربرد در سوگواری‌های مذهبی محرم است که به حملِ آن پیشاپیشِ صفِ سوگواران در دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی علم‌گردانی می‌گویند.22 علم از جنس فولاد است و مهم‌ترين قسمت‌های تشکيل‌دهنده‌ی آن شامل تيغه‌ها و گويَک‌ها (تيغه‌ی اصلی بر روی گوی بزرگ و تيغه‌های کوچک بر روی گويک‌های کوچک‌تر نصب شده است)، اشیاء نمادین فلزی جانوری و گياهی، صندوقچه‌هایی که حيوانات و پرندگان روی آن سوار می‌شوند، تبر، زنگوله، تبرزین، کشکول، صندوقچه‌ی شش‌پر و غیره است. تصاوير مورد استفاده در علم‌های عاشورايی، شامل شمايل امام حسين، حضرت عباس و نقوش ترنج يا سرترنج، تاج، گل، دست بريده، پنجه، وغیره است.23

در اتاق بزرگ کاخ ابیض پنج علم چندتیغه و یک‌تیغه به نمایش گذاشته شده است. استفاده از این علم‌های تک‌تیغه و یا با تیغه‌های چندتایی در مراسم عاشورا معمول است. هرچند امروزه به نظر می‌رسد هر حسینیه‌، یا هر صنفی در بازار یا قوم یا خانواده برای نشان دادن ارادت بیشتر خود به امام حسین‌ و شاید نشان دادن قدرت اقتصادی و شکوه خود علم‌هایی با تیغه‌های بسیار بیشتر نیز دارند (بنگرید به فهرست، شماره‌ی ۴۹ ). گاهی پهنای علم‌های امروزی به ۳ متر تا ۱۰متر هم می‌رسد و غالباً ۱۱ تیغه دارد که تیغه‌ی میانی بزرگ‌تر از بقیه می‌باشد.

در ادامه‌ی این بخش ویژگی منحصربه‌فرد هر علم که در حال حاضر در اتاق بزرگ کاخ ابیض در معرض نمایش است، شرح داده خواهد شد. این علم‌ ‌ها از لحاظ قدمت تاریخی و برخی به علت ویژگی‌های منحصربه‌فردشان، همچون علم شیراز، دارای اهمیت بسیاری هستند.

عَلَم اول، علم سه‌تیغه که منسوب به تکیه‌‌ی دولت است (ت. ۲۶). روی تیغه‌ی وسط عبارت «الله اکبر سنه ۱۱۱۶»، روی تیغه‌ی دیگر نوشته‌ی «یا اباعبدالله روحي لک الفداء ۱۳۳۱» حک شده است که بیانگر آن است که عَلَم متعلق به دوره‌ی صفوی و سال ۱۱۱۶ق./۱۷۰۴م. بوده و در دوره‌ی قاجار در سال ۱۳۳۱ق./۱۹۱۲م. بخش‌هایی به آن افزوده شده است (ت. ۲۷). در تصویر موجود در کاتالوگِ ۱۳۸۹ش./۲۰۱۰م. کاخ گلستان، بالای تیغه‌ی وسط شکسته شده است (ت. ۲۸). سر شکسته‌ی تیغه‌ی وسط در اتاق بزرگ اکنون با تکه‌ای تکمیل شده و پارچه‌های سبز برداشته شده‌اند.

تصویر ۲۶. علم تکیه‌ی دولت، قدیمی‌ترین اثر در اتاق بزرگ کاخ ابیض. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۴۶۶-ا. بنگرید به دقیقه‌ی ۷:۰۷ در ویدیو ۱.
تصویر ۲۷. رقم‌های حک‌شده با تاریخ‌های متعلق به دوران صفوی و قاجار. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۲۸. علم تکیه‌ی دولت قبل از مرمت. برگرفته از کاتالوگ نمایشگاه عکس و آثار تکیه‌ی ‌دولت در کاخ گلستان، ۱۳۸۹ش./۲۰۱۰م.

تزیینات عَلَم شامل دو جام است که با توجه به این که در واقعه‌ی کربلا آب عنصر اصلی است می‌تواند نمادی از دوسکامی و جام آب باشد. دو عدد مشعل در دو طرف علم، و دو طرف تیغه‌ی وسط، چهار سر اژدها به سمت بیرون قرار دارد. بر دور صفحه‌ی مشبک وسط تیغه‌ی میانی کتیبه‌ی «یا رفیع الدرجات» دیده می‌شود و دور تا دور آن ده عدد آیینه‌ی کوچک گردان قرار دارد (ت. ۲۹).

تصویر ۲۹. کتیبه‌ی تیغه‌ی اصلی و آیینه‌های گردان علم تکیه‌ی دولت‌. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش/۲۰۲۴م.

عَلم دوم، علمِ سه تیغه است و احتمالاً متعلق به دوره‌ی قاجار باشد (۳۰-۳۱). بر روی تیغه‌ی وسط آن نام اللّه، محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین مشبک شده است. در اطراف آن، چهارده کتیبه، که می‌تواند یادآور چهارده معصوم باشد، قرار دارد. هشت عدد از این کتیبه‌ها شامل ابیاتی از ترکیب‌بند محتشم کاشانی است و بقیه که در میان ابیات قرار دارند عبارت «یا ابا عبدالله» بر روی آن‌ها قلم‌زنی شده است.

تصویر ۳۰. علم سه تیغه، احتمالاً دوره‌ی قاجار. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، شماره‌ی آرشیو ندارد. بنگرید به دقیقه‌ی ۶:۵۰ در ویدیو ۱.

متن ابیات چنین است:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین / بی‌ نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو / کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست / سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

ابیات بالا تصویری از فردای روز عاشورا است، زمانی که لشکر حسین به شهادت رسیده‌اند و صبحی تیره دمیده است. محتشم در این ابیات فضای اندوه و حزنی را به تصویر می‌کشد که گویی تمام عالمیان در این غم به عزا نشسته‌اند.

تصویر ۳۱. بر دو تیغه‌ی کناری صحنه‌هایی از نبرد و زنانی در خیمه‌گاه (احتمالاً اشاره به نبرد کربلا) قلمزنی شده است. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

عَلَم سوم، یک تیغه دارد و احتمالاً متعلق به دوره‌ی قاجار است. یک پنجه در وسط آن است و در پایین آن یک تبر قرار دارد. در اطراف، دو مکعب مشبک و روی آن‌ها شیرها و ماه و ستاره و در مجاورشان دو دوسکامی و در جلو یک کبوتر است (ت. ۳۲-۳۲). وجود نمادهایی‌ چون خورشید و ماه، تبر و پنجه در این علم قابل توجه است. معمولاً به‌ندرت از این نشانه‌ها در علم‌ها استفاده می‌شود. در جستجوهایی که انجام داده‌ام معانی خاصی برای این نشانه‌ها نیافتم. شاید کنار هم قرار گرفتن خورشید و ماه یادآور روز قیامت است که شب و روز در آن یکی می‌شود. پنجه نیز معانی مختلفی در باور مسلمانان دارد که در لینک بالا به آن‌ها اشاره شده است.

تصویر ۳۲. عَلَم پنجه‌نشان، احتمالاً دوره‌ی قاجار. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۴۶۷- ا.
تصویر ۳۳. جزییات تزیینات شیر و خورشید. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

عَلَم چهارم، معروف به علم شیراز است به این دلیل که احتمالاً از شیراز وارد این موزه شده است (۳۴-۳۵). در بالای آن کشتی‌ای دیده می‌شود که طبق گفته‌ی صغری میناخانی گویا نمادی از کشتی نوح است.24 پایین آن با مهره‌های مختلف شیشه و منگوله تزیین و دوک و نعل و غیره از آن آویزان شده است. ظاهراً این علم متعلق به مجموع اصناف بوده و هر صنفی ابزار مورد استفاده در شغل خود را بدان می‌آویخته است. به طور مثال آهنگران نعل و نساجان دوک بر آن اضافه می‌کردند. نمونه‌ای از این نوع علم در منابع یا مکان‌های دیگر گزارش نشده است، هرچند امروزه اصناف گوناگون علم‌هایی ویژه‌ی خود دارند که همگی کم‌وبیش شکلی مشابه دارند.

علم شیراز در میان این مجموعه جایگاه ویژه‌ای دارد. این شیء حاصل مشارکت و همدلی گروهی از بازاریان است که هر یک تلاش کرده‌اند با افزودن نشانه‌ای بر آن، تعلق خاطر خود را به واقعه‌ی کربلا و امام سوم شیعیان نشان دهند. این پیوند میان باورهای مذهبی مردم و فضای بازار، در بستر اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر اهمیتی قابل توجه دارد.

تصویر ۳۴. عَلَم شیراز، تاریخ آن نامشخص است. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۴۶۸-ا.
تصویر ۳۵. جزئیات علم شیراز و مهره‌های رنگی که از آن آویزان است. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

عَلَم پنجم، عَلَمی بدون ‌تاریخ با تیغه‌ای بلند است (ت. ۳۶). بر تیغه‌ی آن عبارت «شه نجف بر کعبه اشرف است» مشبک شده است. تزیینات این علم سرهای اژدهاست. بر اطراف تیغه‌ی این علم بازدیدکنندگان تکه پارچه‌هایی رنگی به نیت نذر و دعا گره زده‌اند (ت. ۳۷).

تصویر ۳۶. عَلَم تک‌تیغه. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۴۶۹- ا
تصویر ۳۷. نمای نزدیک از تکه پارچه‌های بسته شده به علم. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

۵. تابلوهای رنگ روغن با مضامین عاشورایی

پرده‌خوانی، نوعی نمایشِ مذهبی ایرانی است. در این نمایش کسی با عنوان پرده‌خوان از روی تصویرهایِ منقوش بر پرده، مصائب اولیای دین، به‌ویژه اولیای مذهب شیعه، را با کلامی آهنگین روایت می‌کند. ابزار اصلی پرده‎خوان پرده‌ای از جنس کرباس یا متقال است. به این پرده‌های رنگ و روغنی بزرگ که برای تماشای عموم ترسیم شده‎اند، نقاشی قهوه‌خانه‌ای (بنگرید به فهرست، شماره‌ی ۴۵)، خیالی‌سازی و پرده‌های درویشی هم گفته‌اند. رنگ‌آمیزی‌ها و نحوه‌ی نقاشی‎ و برداشت نقاشان مؤمن و معتقد این پرده‌ها به نحوی است که گویا نفرتی سخت از معاندان و اشقیا، و محبت و الفتی صمیمانه و بی‎ریا به خاندان پیامبر دارند. قیافه‌ی اشقیا زشت، ناهنجار و کریه است. سرشان نتراشیده، پیشانیشان کوتاه، خنده‌هایشان تلخ و بی‎رمق، ریششان تراشیده، سبیلشان آویزان و از بناگوش در‌رفته و نگاهشان بی‌شرم است. این پرده‌ها به ‌شکل لوله شده از مکانی به مکانی دیگر به دست پرده‌خوان حمل می‌شدند و پرده‌خوان در مراسمی به اسم پرده‌خوانی روایت این پرده‌ها را با ذکر جزییات کم‌و‌بیش برای مخاطبان نقل می‌کرد (ت. ۳۸).

تصویر ۳۸. پرده‌خوان و پرده‌خوانی، احتمالاً دوره‌ی قاجار. منبع: کافه تاریخ

اما امروزه این آثار در قالب تابلویی بر روی بوم (همچون نقاشی‌های اروپایی) در چارچوب قرار گرفته‌اند و این شکل از ارائه فهم مخاطب از کارکرد این پرده‌ها را دشوار می‌کند؛ گویی این آثار تابلوهای نقاشی رنگ و روغنی بوده باشند که در جایی نصب می‌شدند (بنگرید به فهرست، شماره‌ی ۴۵).

در اتاق بزرگ کاخ ابیض چهار پرده به نمایش درآمده است. دو عدد از آن‌ها تابلوهایی افقی و تقریباً مستطیل‌شکل و دو عدد دیگر حالتی نیم‌دایره دارند. همه‌ی این آثار صحنه‌هایی از نبرد کربلا را به تصویر کشیده‌اند. در دو پرده‌ی افقی موجود در تالار، تصویر حضرت ابوالفضل سوار بر اسب سفید و شمشیر بدست در حال نبرد در وسط نقاشی شده و در اطراف صحنه‌های مختلف از شروع واقعه‌ی کربلا و وقایع پس از آن، همچون گریستن حضرت زینب در حضور یزید بر سر بریده‌ی برادرش امام حسین، به تصویر کشیده شده است. تصاویری از آنچه در بهشت نصیب پیروان امام حسین می‌شود و در جهنم بر سر سپاهیان یزید بن معاویه می٬‌آید نیز دیده می‌شود. رقم روی پردۀ بزرگتر: «عمل کمترین مهدی [...ـعلی۱۲۲۱]» است (ت. ۳۹-۴۰). رقم روی پردۀ کوچکتر امضاء هنرمند را دارد: «محمدصادق» (ت. ۴۱).

تصویر ۳۹. پرده‌ای با شمایل حضرت ابوالفضل، دارای امضای «عمل کمترین مهدی...»، ابعاد ۲۱۰×۳۳۲ سانتی‌متر. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۴۰. قاب تزیینی با امضای هنرمند و تاریخ (بنگرید به ت. ۳۹). این کتیبه در کنار هاله‌ی سر امام‌حسین قرار دارد. عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.
تصویر ۴۱. پرده‌ای با شمایل حضرت ابوالفضل، محمدصادق، دوره‌ی قاجار، ابعاد ۱۵۰×۲۸۰ سانتی‌متر. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۱۲۶۶-ا. بنگرید به دقیقه‌ی ۶:۱۸ در ویدیو ۱.

پرده‌ی نیم‌دایره‌ایِ اول، نقاشی مجلس یزید است که محمد درودی آن را با تکنیک رنگ و روغن کشیده است (ت. ۴۲). یزید بر روی تخت نشسته و شیشه‌های شراب جلوی روی او قرار دارد. درباریان در اطرافش ایستاده‌اند و اسیران کربلا که با طناب بسته شده‌اند در سمت راست. سفیران فرنگی در قسمت بالا مشهودند. در اطراف پرده اشعاری از محتشم کاشانی در مورد عاشورا نوشته شده است و در قسمت وسط پایین تابلو امضای نقاش دیده می‌شود: «.....عمل محمد درودی ۱۳۲۲» (ت. ۴۳).

تصویر ۴۲. پرده‌ای از اسیران شام که نزد یزید برده می‌شوند، محمد درودی، ۱۳۲۲ق/ ۱۹۰۴-۱۹۰۵م.، ابعاد ۱۵۰×۲۸ سانتی‌متر. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۱۲۵۹-ا.
تصویر ۴۳. امضا و تاریخ نیمه‌خوانا در قسمت پایینی نقاشی (بنگرید به ت. ۴۲). عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

متن ابیاتی که در اطراف پرده نوشته شده است:

پایین:

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب / کاشوب در تمامی ذرات عالم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند / گویا عزای اشرف اولاد آدم است
[امضا و تاریخ؛ بنگرید به ت. ۴۳]
در بارگاه قدس که جای ملال نیست / سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین / پرورده کنار رسول خدا حسین

هلال از سمت راست به چپ:

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ای / وز کین چه‌ها در این ستم‌آباد کرده‌ای
کام یزید داده‌ای از کشتن حسین / بنگر که را، به قتل که، دلشاد کرده‌ای
بهر خسی که بار درخت شقاوت است / در باغ دین، چه با گل و شمشاد کرده‌ای
با دشمنان دین نتوان کرد آنچه تو / با مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول / بیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ای
ای زاده زیاد، نکرده است هیچگه / نمرود این عمل که تو شداد کرده‌ای
ترسم تو را دمی به محشر برآورند / از آتش تو دود به محشر در آورند

ابیات مندرج در پایین تصویری از روز بعد از کشته شدن امام حسین‌ است؛ روزی که خورشید از مغرب طلوع می‌کند و تمام عالم در حال عزاداری است. حتی در بارگاه خداوند که هیچ‌گونه رنجی تجربه نمی‌شود، در این روز همه‌ی فرشتگان و بهشتیان غمگین‌اند. در قسمت هلالی پرده‌، شاعر به خداوند شکایت می‌برد که چرا آنچه را یزید خواسته به او داده‌اند و اکنون یزید شاد است. و آنچه یزید با لشکریان حسین کرده را هیچ کسی حتی در حق دشمنان خود نمی‌کند و این نتیجه‌ی امداد خداوند در نبرد کربلا به لشکریان یزید است. از آنجا که در این ابیات از شادی و پیروزی یزید بن معاویه سخن گفته شده طبیعی است که این اشعار متناسب با تصویر بارگاه یزید باشد که در آن دشمنان حسین‌ مشغول عیش و نوش و بزم هستند.

از جنبه‌های قابل‌توجه این پرده، نمایش سفرای فرنگی در دربار یزید است، تصویری که می‌توان آن را نمودی از بازنمایی «دیگری» یا «غیرخودی» در بستر این روایت تاریخی دانست. این مفهوم با شخصیت یزید، به‌عنوان دشمن و دیگریِ واقعه‌ی عاشورا، هم‌خوانی دارد. این بازنمایی را می‌توان در پیوند با جایگاه نمادین سفرای فرنگی در زمینه آیین‌های مذهبی نیز تحلیل کرد؛ به‌ویژه با توجه به گزارش‌های سفرنامه‌نویسان دوره قاجار که بر ممنوعیت ورود سفرای خارجی به تکیه‌ی دولت تأکید داشتند؛ مگر در مواردی خاص که با میانجی‌گری افراد صاحب‌نفوذ اجازه‌ی ورود برای آنان صادر می‌شد.25 این هم‌زمانی میان بازنمایی فرنگیان در پرده و ممنوعیت حضور واقعی آنان در فضای آیینی، می‌تواند حامل معانی نمادین و سیاسی خاصی باشد.26

پرده‌ی دوم نیم‌دایره، نقاشی خیمه‌گاه عاشورا است (ت. ۴۴). در اینجا تصویر امام حسین در وسط و بدن تیرخورده‌ی قاسم، پسر امام حسن، در آغوش امام حسین‌ دیده می‌شود. سپاهیان در اطراف امام حسین‌ و خیمه‌گاه و زنان چادر بر سر و چهار فرشته بالای ابرها صحنه را کامل کرده‌اند. در کادر اطراف پرده اشعاری در مورد واقعه‌ی عاشورا نوشته شده که باز بخشی از دیوان محتشم کاشانی است. در قسمت پایین سمت راست و چپ درون کادری سفید رنگ رقم هنرمند چنین آمده است: «.... عمل آقا محمد صادق» (ت. ۴۵). از آن‌جا که هنرمند در امضای خود تنها به ذکر نام کوچک بسنده کرده، دسترسی به اطلاعات بیشتر درباره‌ی او عملاً ناممکن شده است.

تصویر ۴۴. خیمه‌گاه عاشورا، احتمالاً دوره‌ی زندیه، ابعاد ۱۵۰×۲۸۰ سانتی‌متر. آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، ۱۲۵۷-ا.
تصویر ۴۵. کتیبه‌ای با رقم هنرمند که مخدوش است (بنگرید به ت. ۴۲). عکس از نگار شریعت‌نیا، ۱۴۰۳ش./۲۰۲۴م.

متن ابیاتی که در اطراف پرده نوشته شده است:

پایین:

پس ضربتی کزان جگر مصطفی زدند / بر حلق شه خلف مرتضی زدند
از تیشه ستیزه در آن دشت کوفیان / بس نخل‌ها ز گلشن آل عبا زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو / فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب / تاریک شد ز دیدن آن، چشم آفتاب

هلالی از سمت راست به چپ:

چون خون ز حلق تشنه‌ی او بر زمین رسید / جوش از زمین به ذروه‌ی عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب / از بس شکست‌ها که به ارکان دین رسید
بلند نخل27 او چو خسان بر زمین زدند / طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد، آن غبار چون به مزار نبی رساند / گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خُم گردون به نیل زد / چون این خبر به عیسیِ گردون‌نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش / از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید
کرد این خیالْ وهمِ غلط‌کار، کان غبار / تا دامن جلالِ جهان‌آفرین رسید

محتشم کاشانی در این ابیات فضای بعد از به شهادت رسیدن قاسم، فردی از خاندان نبوت و یاران باوفای حسین،‌ در نبرد کربلا را به تصویر می‌کشد. لحظاتی که بدن قاسم، که به نخل بلندی تشبیه شده، به زمین افتاده و خونِ گلوی تشنه‌ی او بر زمین می‌چکد. لحظاتی که طوفان می‌وزد و جبرئیل از دیدن صورت خورشید‌ مانند قاسم چشمانش تار می‌شود. در نقاشی همزمانیِ لحظه‌ای که دشمنان قصد بریدن سر قاسم دارند و او به آغوش حسین‌، فردی که در میانه‌ی تصویر صورتش با پارچه‌ای سفید پوشانده شده است، پناه برده و لحظه‌ی بعد از شهادت رسیدن قاسم را که فرشتگان به زمین آمده‌اند می‌بینیم.

***

شناخت اشیاء موجود در اتاق بزرگ کاخ ابیض از چند منظر اهمیت دارد. نخست، بسیاری از این اشیاء مانند سرهای شهدا، ماسک‌های سر دیو و پرده‌های نقاشی، بازتاب‌دهنده‌ی آیین‌ها و مناسکی هستند که امروز کمتر رایج‌اند، مانند شبیه‌خوانی حضرت سلیمان و نقالی مذهبی. هر یک از این آثار می‌تواند زمینه‌ساز پژوهش‌های دقیق و گسترده‌ای در حوزه‌ی فرهنگ عامه و فرهنگ مادی شیعی باشد. دوم اینکه بسیاری از آثار عاشورایی تلاش می‌کنند کل داستان کربلا را روایت کنند. برای نمونه، پرده‌هایی که اشعار و تصاویر در حاشیه‌شان نقش بسته و هنگام خواندن نقال با ذکر مصیبت و صدای غمگین واقعه را بازگو می‌کند، تصویری جامع از کربلا ارائه می‌دهند. همچنین در علم‌ها با استفاده از نمادها، کتیبه‌ها، پارچه‌ها و تصاویر قلم‌زنی‌شده سعی شده واقعه کربلا به شیوه‌ای بصری بازسازی شود.

نمایشگاه حاضر پرسش‌های بسیاری را درباره‌ی نحوه‌ی تعامل و ادراک بازدیدکنندگان و نیز شیوه‌ی به‌نمایش‌گذاشتن اشیای آیینی در موزه‌ها مطرح می‌کند. این نمایشگاه یکی از معدود نمونه‌های نمایش موزه‌ای نذورات مذهبی است که عناصر نذری همچون دخیل‌ها همچنان به اشیاء متصل باقی مانده‌اند. یکی از نکات جالب توجه، نامگذاری اتاق بزرگ کاخ ابیض از سوی بازدیدکنندگان به «تالار عاشورا» است. این نامگذاری نشان‌دهنده‌ی ارتباط مستقیم و عاطفی بازدیدکنندگان با اشیاء موجود در تالار است، به گونه‌ای که آنها حتی می‌توانستند به عَلَم‌ها و نخل‌ها دخیل ببندند، نذر کنند و تالار را شبیه زیارتگاهی برای خود بسازند. هرچند امروزه به دلیل قرار گرفتن اشیاء در فضای شیشه‌ای، این ارتباط محدود شده و شاید به همین دلیل تعداد بازدیدکنندگان کمتر شده است. این موضوع می‌تواند بازتابی از جایگاه این مجموعه در جامعه و سطح آشنایی مخاطبان با این نوع اشیاء باشد. یادآوری این نکته نیز مهم است که این تالار در اواخر جنگ ایران و عراق به این شکل درآمده است؛ جنگی که در میان ایرانیان به «دفاع مقدس» معروف است و شاید در حافظه‌ی جمعی بازدیدکنندگان یادآور وقایع کربلا باشد. اگرچه این برداشت‌ها حدسی و ذهنی هستند، اما می‌توانم بگویم که چنین خاطره‌ی جمعی برای بسیاری از بازدیدکنندگان نیز ملموس و قابل درک است.

این موزه اهمیت ویژه‌ای برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی دارد؛ زیرا بازنمایی چندجانبه‌ای از فرهنگ مذهبی و آیینی شیعه ارائه می‌دهد که فراتر از تصویر کلیشه‌ای است. برای مخاطب ایرانی، این فضا به‌عنوان تجلی خاطره‌ی جمعی و تجربه‌ی زنده‌ی مناسک عاشورایی و دفاع مقدس عمل می‌کند. ارتباط مستقیم بازدیدکنندگان با اشیاء و تبدیل تالار به زیارتگاهی شبه‌مذهبی بیانگر عمق تعلق معنوی است. مخاطبان غیرایرانی نیز از طریق مشاهده‌ی این مجموعه، امکان درک دقیق‌تر و جامع‌تری از تاریخ، فرهنگ، باورهای شیعی، و جایگاه نذورات مذهبی در فرهنگ مادی این جامعه می‌یابند.

نگار شریعت‌نیا کاندیدای دکترای تاریخ هنر اسلامیِ دانشگاه هنر تهران، از مدیران گروه مطالعات تاریخ هنر اسلامی غبار

Negar Shariatnia PhD candidate in the History of Islamic Art, Tehran University of Art; a director of Ghubar, an Islamic Art History Studies group

ارجاع: نگار شریعت‌نیا، «از کاخ سلطنتی تا موزه مردم‌شناسی: تاریخ کاخ ابیض و بررسی اشیاءِ عاشورایی آن.» مقاله در امامزاده یحیی ورامین: نمایشگاهی آنلاین از زیارتگاهی ایرانی، به مدیریت و با ویراستاریِ کیلان اُوِرتون. ۳۳ آرچز پروداکشنز، ۲۵ مرداد ۱۴۰۵. میزبان: خمسین: تاریخ هنر اسلامی آنلاین.

Citation: Negar Shariatnia, “From Royal Palace to Anthropology Museum: The History of Kakh-e Abyaz and an Examination of its Ashura-related Objects” (in Persian). Essay in The Emamzadeh Yahya at Varamin: An Online Exhibition of an Iranian Shrine, directed and edited by Keelan Overton. 33 Arches Productions, August 16, 2026. Host: Khamseen: Islamic Art History Online.

یادداشت‌ها

فرآیند تدوین این مقاله از تیر ۱۴۰۳/ژوئیه‌ی ۲۰۲۴ آغاز و در شهریور ۱۴۰۴/اوت ۲۰۲۵ به پایان رسید. در طی این مسیر، تمرکز اصلی بر آرشیو موزه‌ی مردم‌شناسی، اسناد موجود در مجموعهٔ کاخ گلستان و منابع مکتوبی بود که عمدتاً به‌طور کلی درباره‌ی این مجموعه نگاشته شده‌اند؛ و نه به‌طور خاص درباره‌ی موزه‌ی مردم‌شناسی. به دلیل محدودیت منابع مکتوب، چندین مصاحبه با مورخان و پژوهشگران کاخ گلستان انجام گرفت که نتایج آن‌ها در مقاله بازتاب یافته است. با وجود این، دسترسی مستقیم به برخی اشیاء یکی از چالش‌برانگیزترین مراحل این پژوهش بود. بر این باورم که مشاهده‌ی مستقیم خزانه‌ی کاخ گلستان و تسهیل دسترسی به منابع این مجموعه می‌تواند اطلاعاتی ارزشمندتر در تکمیل پروژه‌های پژوهشگران آینده فراهم آورد.

واژگان «آرشیو»، «کاتالوگ»، «آلبوم‌خانه» اصطلاحاتی است که مجموعه‌ی کاخ گلستان برای فایل‌ها و فولدرهای عکس خود استفاده می‌کند. این واژگان لزوماً آنطور که امروزه معنا می‌دهد در این نوشته به کار نرفته‌اند. برای مثال واژه‌ی «آلبوم‌خانه» به فایلی از عکس‌هایی اطلاق شده که هیچ‌گونه اطلاعاتی در موردشان در دسترس نیست. یا «آرشیو» موزه‌ی مردم‌شناسی در اصل یک جدول در یک صفحه‌ی فایل Microsoft Word است که فقط اسم اشیاء و شماره‌ی آن‌ها را دارد. هم‌چنین، در این مقاله، واژه‌های «اتاق» و «تالار» گاه به‌طور مترادف استفاده می‌شود (برای مثال، «اتاق بزرگِ کاخ ابیض» یا «تالار عاشورا»).

سپاسگزاری: پیش از هر چیز، مایلم مراتب سپاس عمیق خود را نثار پروفسور ساقی گازرانی کنم. شخصیتی که نه‌تنها در این پروژه، بلکه در تمامی مراحل حیات علمی، حرفه‌ای و فردی‌ام، همواره مشفقانه و سخاوتمندانه در کنارم بوده‌اند. استاد گران‌قدری که دقت علمی، همراهی انسانی و سخاوت فکری ایشان برای من سرمشق ماندگار است. در گام بعد، از دوست عزیزم دکتر نیلوفر لاری صمیمانه قدردانی می‌کنم که در تمامی مراحل نگارش این پژوهش، به شیوه‌های گوناگون مرا حمایت کردند و با مشورت‌های ارزشمند و بی‌بدیل خود نقشی بسزا در شکل‌گیری و بهبود این مقاله ایفا نمودند. همچنین وظیفه دارم از همکاران عزیزم در گروه مطالعات تاریخ هنر اسلامی غبار یاد کنم؛ دوستانی که با همدلی و همراهی، بخش قابل توجهی از مسئولیت‌های من را در ایام تمرکز بر نگارش برعهده گرفتند و امکان پرداختن عمیق‌تر به تحقیق حاضر را فراهم ساختند. از همکاران محترم در مجموعه‌ی کاخ گلستان نیز باید یاد کنم؛ به‌ویژه حسین خاکسار، همایون خداداد، صغری میناخانی و فاطمه شفیع‌خانی که با نهایت همکاری، دسترسی مرا به منابع و تصاویر تسهیل کردند. مایلم سپاس ویژه‌ای نثار شادی جعفری کنم، به پاس بزرگواری و حمایت بی‌دریغ‌شان که مرا تا لحظه‌ی دریافت نهایی مجوز یاری کردند. حضور مهربانانه و بخشنده‌ی ایشان تجربه‌ای بی‌مانند در زندگی من بود. در پایان، از همهٔ ویراستارانی که زمان و توان خود را برای ارتقای متن به کار بستند عمیقاً سپاسگزارم. در این میان کیلان اورتون جایگاه ویژه‌ای دارد؛ نه‌تنها با راهنمایی‌های دقیق و ارزشمند، بلکه با همدلی و حمایت در روزهایی که توان روحی نوشتن در من کمرنگ بود، مرا یاری کردند. چنین همراهی‌ای تنها از استادی یگانه و یاری‌گر برمی‌آمد.

  1. به باور من پارک امیریه مکانی است که خانه‌ی مختار السلطنه قبلاً در آنجا واقع بوده است. با توجه به این مساله که نام‌های خیابان‌ها و محلات در تهران به سرعت تغییر می‌کنند، نمی‌توان در این مورد اطمینان کامل حاصل کرد، اما بر اساس گزارشی که در روزنامه‌ی اطلاعات و چند منبع دیگر آمده است می‌توان همین نقطه را به عنوان مکان احتمالی این خانه در نظر گرفت. این منابع ذکر می‌کنند که: این خانه که امروزه به پارک تبدیل شده؛ واقع در شمال میدان راه‌آهن فعلی، منطقه سنگلج، حوالی محله منیریه و امیریه بوده است. ↩
  2. سمسار، کاغذ اخبار، ۱۸-۲۱. ↩
  3. خداداد و امین‌دهقان، تاریخ شفاهی کاخ گلستان، ۲۹. ↩
  4. سمسار، کاغذ اخبار، ۱۴۲. ↩
  5. ذکاء، تاریخچه‌ی ارگ سلطنتی، ۳۱۶-۳۱۷. ↩
  6. معتقدی و نامور یکتا، از باغ گلستان تا کاخ گلستان، ۲۱۸. ↩
  7. خلیلی، کاخ ابیض از دیرباز، ۱۰۴-۱۰۵. ↩
  8. ناصرالدّین‌شاه‌ قاجار، روزنامه خاطرات. ↩
  9. خلیلی، کاخ ابیض از دیرباز، ۱۰۵. ↩
  10. همان، ۱۰۶. ↩
  11. روزنامه اطلاعات، ۱۵ آذر ۱۳۴۳ش./ ۶ دسامبر ۱۹۴۶م.؛ مجله سپید و سیاه، ۱۱ دی ۱۳۴۳ش./ ۱ ژانویه ۱۹۶۵م. ↩
  12. فهیمی، مجله‌ی موزه‌ه، ۵۱-۵۰. ↩
  13. همان. کتل، میله‌ای بلند تا ارتفاع ۶ متر است که با پارچه‌های سبز، مشکی و قرمز تزیین شده و همچون نمادی برای عزاداری و سوگواری مورد استفاده‌ی شیعیان، خصوصاً در ایران، است (لغتنامه‌ی دهخدا، ذیل مدخل). دوسکامی ظرف‌های بزرگ بلندپایه برای شربت که سپس از آن به ظرف‌های کوچک‌تر پخش کنند (لغتنامه‌ی دهخدا، ذیل مدخل). ↩
  14. این خوانش، و تمامی خوانش‌هایی را که در ادامه خواهد آمد من (نویسنده) انجام داده‌ام و اشعار و نوشته‌ها را مستقیماً از روی اشیاء و تزیینات موجود در تالار خوانده‌ام. سپس این کتیبه‌ها را با منابع منتشرشده (ویرایش‌ها) تطبیق داده‌ام و در برخی موارد تفاوت‌های جزیی را مشخص کرده‌ام. ↩
  15. اصل بیت: «خاست»، محتشم کاشانی، دیوان. ↩
  16. اصل بیت: «بی‌قرار»، محتشم کاشانی، دیوان. ↩
  17. سید علی‌زاده، نخل‌گردانی، ۴۶. ↩
  18. موزه‌داران این نخل را متعلق به کرمان دانسته‌اند اما حمید فهیمی در مقاله‌اش آن را از شیراز (ص. ۵۳) می‌داند. درهرحال در هیچ‌کدام از تصاویر مربوط به نخل‌های شیراز یا کرمان چنین شکلی از نخل ندیده‌ام. نوع تابوتی‌شکلِ منحصربه‌فرد این نخل نیاز به بررسی بیشتر دارد که در این فرصت نمی‌گنجد. ↩
  19. رنگ سبز در باور مسلمانان نماد خاندان پیامبر است. به عنوان مثال در آیه‌ی سی و یک سوره‌ی کهف در قرآن می‌خوانیم: «أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ‌ ... وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً ...؛آن‌ها كسانى هستند كه براى آنان باغ‌هاى جاويدان بهشتى است؛ ... و لباس‌هايى فاخر به رنگ سبز در بر مى‌كنند...». ↩
  20. بنجامین، ایران و ایرانیان، ترجمه‌ی کرد‌بچه، ۳۰۲.  ↩
  21. بنجامین، ایران و ایرانیان، ترجمه‌ی کرد‌بچه، ۲۰۳-۳۰۴. ↩
  22. این دو واژه به یک معناست امّا در این مقاله از واژۀ علم استفاده شده است. ↩
  23. مردانه، نمادهای فلزی، ۷۲. ↩
  24. در برخی روایات به آگاهی و عزاداری حضرت نوح از مصائب امام حسین اشاره شده است. در یکی از این روایات آمده است: هنگامی که نوح بر کشتی سوار شد و بر روی زمین حرکت می‌کرد، به سرزمین کربلا رسید. در این هنگام، کشتی به شدت تکان خورد . در این هنگام، جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد:«ای نوح! این سرزمینی است که در آن، حسین به شهادت خواهد رسید». سپس جریان کربلا را برای او بیان نمود. پس نوح و کشتی‌نشینان گریستند و بر قاتلش لعن فرستادند و سپس کشتی به حرکت خود ادامه داد (بحرانی، العوالم الامام الحسین،، ۱۰۲). احتمال دیگر این است که این کشتی می‌تواند نماد کشتی نجاتی باشد که در احادیث شیعی به آن اشاره شده است. همچنان که پیامبر اسلام فرمود: حسین مِصْبَاحُ‏ هُدًى‏ وَ سَفِینَةُ نَجَاة. ↩
  25. برای نمونه بنگرید به بنجامین، ایران و ایرانیان، ترجمه‌ی کرد‌بچه، ۳۰۲. ↩
  26. این تحلیل نیازمند بررسی‌های بیشتر است. برای مثال در تکیه‌ی معاون‌الملک در کرمانشاه کاشی‌کاری‌‌ای موجود است که یزید در لباس فرنگی در دربار خود نشسته و خاندان حسین بن علی نزد او آورده می‌شوند. ↩
  27. اصل بیت: «نخل بلند»، محتشم کاشانی، دیوان محتشم. ↩

کتاب‌شناسی

  • بلوکباشی، علی. نخل‌گردانی: نمایش تمثیلی از جاودانگی حیات شهیدان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۰ش. [Lib.ir]
  • بنجامین، گرین. نخستین سفیر ایالات متحده امریکا و ایران. ترجمه‌ی مهندس محمد‌حسین کرد‌بچه. تهران: انتشارات جاویدان، ۱۳۶۳ش. [Lib.ir] [English original: S. G. W. Benjamin, Persia and the Persians, 1887, Internet Archive]
  • ذکاء، یحیی. تاریخچه ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان. تهران: سلسه انتشارات انجمن آثار ملّی، ۱۳۴۹ش. [Lib.ir]
  • خلیلی، نسرین. «کاخ ابیض از دیرباز تا بینال‌های تهران». پشت‌بام، شماره‌ی ۳ (۱۳۹۸ش.): ۱۰۰-۱۰۷. [Poshtebammag]
  • کاشانی، محتشم. دیوان محتشم کاشانی. به تصحیح و مقدّمه‌ی اکبر بهداروند. تهران: انتشارات نگاه، ۱۴۰۱ش. [Lib.ir]
  • سمسار، محمدحسن. سموزه‌های ایران. تهران: انتشارات علمی اداره‌ی کلّ موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۴۵ش.
  • سمسار، محمدحسن و یحیی ذکاء. تهران در تصویر. تهران: انتشارات سروش. ۱۳۶۹ش. [WorldCat] [Lib.ir]
  • سید علی‌زاده، سید احمد و زهره ثقفی. «نخل‌گردانی». کیهان فرهنگی کیهان فرهنگی، شماره‌ی ۲۷۸ و ۲۷۹ (۱۳۸۸ش.).
  • فهیمی، حمید. «تالار عاشورا» . مجله‌ی موزه‌ه، شماره‌ی ۲۱ (۱۳۷۸ش.): ۵۱-۵۳.
  • مردانه، فهیمه. رساله‌ی بررسی نمادهای فلزی در آیین‌های عاشورایی. استاد راهنما محمد خزایی. تهران: دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۹۳ش.
  • معتقدی، کیانوش و نامی نامور یکتا. از باغ گلستان تا کاخ گلستان تهران: نشر دانیار، ۱۴۰۰ش. [Lib.ir]
  • ناصرالدین‌شاه قاجار. روزنامه‌ی خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار. به کوشش مجید عبدامین. تهران: انتشارات مجموعه‌ی موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹ش. [Lib.ir]
  • هدایت، مهدی‌قلی. خاطرات و خطرات. تهران: انتشارات ارس، ۱۳۶۳ش. [Lib.ir]
  • هدین، سون. کویرهای‏ ایران. ترجمه‌ی پرویز رجبی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱ش. [Lib.ir]
  • دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، https://www.cgie.org.ir/fa [The Great Islamic Encyclopedia]
  • ایرانیکا، https://www.iranicaonline.org [Encyclopaedia Iranica]
  • اسلامیکا، https://en.islamica.org [Islamica: The Islamic Encyclopedia]
1 از 45 بستن×بعدى❯
تصویر ۱. نقشه‌ی مجموعه‌ی کاخ گلستان. کاخ ابیض شماره‌ی ۱۲ است.
2 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲. نمای هوایی کاخ گلستان. کاخ ابیض در پایین سمت چپ قرار دارد.
3 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳. خانه‌ی مختارالسلطنه اولین موزه‌ی مردم‌شناسی
4 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴. نمای کاخ ابیض، دوره‌ی ناصری.
5 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۵. نمای جلوی کاخ ابیض.
6 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۶. کاشی تاریخ‌دار سال اتمام ساخت کاخ ابیض.
7 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۷. تالار بزرگِ کاخ ابیض، احتمالاً دوره‌ی ناصری.
8 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۸. تالار بزرگِ کاخ ابیض و تابلوهای نقاشی سلاطین.
9 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۹. تالار بزرگِ کاخ ابیض، احتمالاً دوره‌ی ناصری.
10 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۰. دفتر نخست‌وزیری در عمارت کاخ ابیض، جلسه‌ی هیئت دولت به ریاست سپهبد حاجعلی رزم‌آرا با نمایندگان اتحاد جماهیر شوروی، دوره‌ی پهلوی اول.
11 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۱. اتاق بزرگ کاخ ابیض، دوره‌ی جمهوری اسلامی ایران.
12 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۲. اتاق بزرگ کاخ ابیض، دوره‌ی جمهوری اسلامی ایران.
13 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۳. نخل در وسط تصویر و جلوی آن دوسکامی و دو کتل در سمت راست و چپ تصویر.
14 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۴. منبر چوبی تکیه‌ی دولت، ۱۲۷۴ق.
15 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۵. کتیبه‌‌ی روی پایه‌ی منبر (بنگرید به ت. ۱۴).
16 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۶. کتیبه‌ی بالای منبر که در این تصویر با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع شده است.
17 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۷. محل قرارگیری نخل در اتاق بزرگ کاخ ابیض.
18 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۸. نمای جلو و پشت نخل.
19 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۱۹. نخل موجود در اتاق بزرگ کاخ ابیض. پارچه‌ای که در این تصویر بر روی بخش تابوت نخل دیده می‌شود امروزه روی آن نیست.
20 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۰. ماسک‌ سر دیو.
21 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۱. ماسک سر دیو.
22 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۲. ماسک‌ سر دیو.
23 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر۲۳. ماسک‌ سر دیو.
24 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۴. این احتمالاً پنجمین ماسک از مجموعه‌ای پنج‌تایی است.
25 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۵. سه ماکت از سرهای شهدا.
26 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۶. علم تکیه‌ی دولت، قدیمی‌ترین اثر در اتاق بزرگ کاخ ابیض.
27 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۷. رقم‌های حک‌شده با تاریخ‌های متعلق به دوران صفوی و قاجار.
28 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۸. علم تکیه‌ی دولت قبل از مرمت.
29 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۲۹. کتیبه‌ی تیغه‌ی اصلی و آیینه‌های گردان علم تکیه‌ی دولت‌.
30 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۰. علم سه تیغه، احتمالاً دوره‌ی قاجار.
31 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۱. بر دو تیغه‌ی کناری صحنه‌هایی از نبرد و زنانی در خیمه‌گاه (احتمالاً اشاره به نبرد کربلا) قلمزنی شده است.
32 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۲. عَلَم پنجه‌نشان، احتمالاً دوره‌ی قاجار.
33 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۳. جزییات تزیینات شیر و خورشید.
34 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۴. عَلَم شیراز، تاریخ آن نامشخص است.
35 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۵. جزئیات علم شیراز و مهره‌های رنگی که از آن آویزان است.
36 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۶. عَلَم تک‌تیغه.
37 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۷. نمای نزدیک از تکه پارچه‌های بسته شده به علم.
38 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۸. پرده‌خوان و پرده‌خوانی، احتمالاً دوره‌ی قاجار.
39 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۳۹. پرده‌ای با شمایل حضرت ابوالفضل، دارای امضای «عمل کمترین مهدی...».
40 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴۰. قاب تزیینی با امضای هنرمند و تاریخ (بنگرید به ت. ۳۹).
41 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴۱. پرده‌ای با شمایل حضرت ابوالفضل، محمدصادق، دوره‌ی قاجار.
42 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴۲. پرده‌ای از اسیران شام که نزد یزید برده می‌شوند، محمد درودی، ۱۳۲۲ق/ ۱۹۰۴-۱۹۰۵م.
43 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴۳. امضا و تاریخ نیمه‌خوانا در قسمت پایینی نقاشی (بنگرید به ت. ۴۲).
44 از 45 بستن×قبلى❮بعدى❯
تصویر ۴۴. خیمه‌گاه عاشورا، احتمالاً دوره‌ی زندیه.
45 از 45 بستن×قبلى❮
تصویر ۴۵. کتیبه‌ای با رقم هنرمند که مخدوش است (بنگرید به ت. ۴۴).
Expanded exhibition logo